أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
277
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) فصل سوم دوران خلافت عثمان بن عفان 1 . بيعت با عثمان بن عفّان راويان چنين مىگويند كه چون سه روز از وفات امير المؤمنين عمر ( رضى ) بگذشت ، مردمان در خانهء فاطمه ، خواهر أشعث بن قيس ( 279 ) ، گرد آمدند و در كار خلافت با يك ديگر مشورت كردند . ميان ايشان سخن بسيار رفت و آوازها بلند شد . اوّل كسى كه در اين باب سخن گفت عبد الرّحمان بن عوف بود و تقرير كرد : اى گروه مهاجر و انصار ، مىبينم كه شما در كار خلافت منازعت پيش گرفتيد و اختلاف آغاز نهاديد . هر كدامين در اين باب سخن مىگوييد به غرض خويشتن مىگوييد و چون سخن به غرض آميخته باشد ، به حقّ راه نبرد . از خداى خويشتن بترسيد و راه خلاف مپوييد كه به سبب خلاف شما ، سخن امّت مختلف شود . به حمد اللّه كه همگان امامانيد كه بر شما اقتدا توان كرد و علماييد كه در همهء كارها با شما مشورت توان نمود ؛ نشايد كه ميان شما در اين كار اختلاف آشكار شود تا دشمنان از اين معامله وقوف يابند و شمشيرهاى كينه از نيامهاى ديرينه بركشيده شود . هر كارى را وقتى معيّن است و هر قومى را امامى مقرّر . اولى آن است كه كارهاى خويشتن را به يك كس بسپاريد و عهدهء آن در گردن او كنيد . از هواى نفس بپرهيزيد و فرمان دشمنان مبريد . از قول مرشدان و راهنمايندگان عدول مجوييد و بر عقب مفسدان و صاحب غرضان مرويد تا مقصود به حاصل آيد و دشمنان به چشم حقارت [ 1 ] در ما ننگرند . ( 280 ) پس ، سعد بن [ ابى ] وقّاص سخن آغاز نهاد و گفت :
--> [ ( 1 ) ] چ : و كفّار بر ما چشم حقارت نكنند .